من چهره ام گرفته
من قایقم نشسته به خشکی
با قایقم نشسته به خشکی
فریاد میزنم:
.....................
امدادی ای رفیقان با من
............
یکدست بی صداست
من/دست من کمک ز دست شما میکند طلب.
فریاد من شکسته اگر در گلو/و گر
فریاد من رسا
من از برای راه اخلاص خود وشما
فریاد میزنم.
فریاد میزنم...........
" نیما یوشیج"
آیا کسی هست این فریاد را نشنیده انگارد؟
پس اینهمه تک روی چرا؟!
........مگر به کجا ....؟!
چرا تنها می شتابی ای همراه؟
من /دست من کمک ز دست شما میکند طلب.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۰۱/۲۱ ساعت 10:56 PM توسط Anahid
|