ی 8 سالی گذشت ...
برای خیلی اتفاقات جا داره این همه سال
بسه برای تغییر حس ها ...تخیلات ...آرزوها ...شغل ...روابط انسانی ...نوشته ها ...خوانده ها ...
بسه برای ی انسان دیگه شدن
نمیتونم بگم چی گذشت ...اما جالبه گذشت و همینجور داره میگذره !
چقدر نوشتن سخت شده برای این آدم 8 سال بزرگتر شده !
.....................
اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلن می فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد. چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبن معنایی به آن می دهد.
می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه!
چارلز_بوکوفسکی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۵/۰۹/۱۳ ساعت 6:37 PM توسط Anahid
|