
چرا به خودت اینهمه سخت میگیری بشر؟
چرا اونجایی که باید سخت بگیری اسون میگیری ؟
ی کم بیشتر فکر کن.....واسه تو هیچ وقت دیر نیست ......اما هیچ فکر کردی /منتظر رخداد چه حادثه عظیمی!! هستی واسه اینکه به خودت بیای؟!
ندیده ای که حباب /
به یک تلنگر باد/
به چشم هم زدنی /محو میشود ناگاه؟
چه اتفاقی باید بیفتد ای همراه /
که من بدانم و تو
که عمر و هستی ما
حباب وار/بر این موج خیز می گذرد ؟
حباب را نفسی هست تا دهد از دست .
من و تو را/
_ای داد _
کجا مجال نفس /در قفس /
درین بیداد
درین تهاجم دود /
درین سموم سیاه /
که همچو باد خزان برگریز می گذرد !
فریب صفحه تقویم را به هیچ انگار .
حساب روز و شب و ماه و سال را بگذار /
حساب لحظه نگهدار/
که چون فراری پا در گریز می گذرد .
##
چگونه "می گذرد" ها
"گذشت" شد ناگاه؟!
چه اتفاقی باید بیفتد ای همراه /
که این حباب بر احوال خود شود اگاه
که لحظه ای دگر /"این نیز "/
نیز می گذرد !